|
اولین پست
به نام خدا
امروز مي خوام اولّين مطلب وبلاگمو بنويسم دوست داشتم اونو اختصاص بدم به بهترين دوست تمام زندگيم يعنی ...؟
اون که وجودش به من آرامش ميده و منو به زندگيم اميدوار مي کنه اونی که تنها دليل زندگی کردن منه! گفتم تنها! ياد گذشتم افتادم اونروزا که زندگی من تو تنهائيام
خلاصه مي شد و شب و روز برام هيچ فرقي نداشت ولی با اومدن اون زندگی منم رنگ تازه ای به خودش گرفت آره اون اومدو زندگی منو عوض کرد ديگه روزام برام تکراری نبود ديگه کسی بود که شبها با ياد اون بخوابم و صبح ها به عشق اون از خواب بيدار بشم ديگه کسی بود که با بودنش تمام غم و غصّه ها رو فراموش کنم و به عشق اون نفس بکشم آره اون تنها دليل زندگی کردن من بود و هست .
خدا رو به خاطر آفريدن اين فرشته ی مهربون شکر مي کنم و ازش مي خوام هميشه ازاين فرشته ی زمينی مراقبت کنه و کاری کنه که اونم بتونه تمام غم و غصّه های زندگيشو فراموش کنه از خدا می خوام به من نيروئي بده که بتونم قسمت کوچکی از تنهائياشو پر کنم و زندگيشو پر از شادی کنم.
از اونم به خاطر تمام خوبی هائی که به من کرده و به خاطر اينکه تو اين مدّت منو
تحمّل کرده تشکّر مي کنم واميدوارم هيچ وقت تو زندگيش غم نبينه .
تنها دليل زندگيم دوست دارم .
لينک مطلب .:.
|
نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه سیزدهم آذر 1385 و ساعت 5:9 بعد از ظهر |