...پسرک آه سوزناکی کشيد و چشماش رو بست , قطره ی اشکی از گوشه ی چشمش سر خوردو افتاد رو زمين , نم نم بارونم شروع شده بود اون که هميشه دوست داشت زير نم نم بارون قدم بزنه حالا دنبال يه سرپناه می گشت تا خيس نشه جائی رو پبدا نکرد ناچار به طرف درختی که تازه جوونه زدو بود و چند تا برگ بيشتر نداشت رفت روی زمين نشست و به درخت تکيه داد . از سردی هوا بدجوری می لرزيد دستاش رو به هم می ماليد تا شايد دستاش گرم بشه ولی فايده ای نداشت شدت بارونم بيشتر شده بود از دور سايه ای رود ديد به نظرش آشنا می اومد به طرفش دويد ولی کسي اونجا نبود نا اميد به راهش ادامه داد .
از دست همه خسته شده بود قطرات اشک رو صورتش بيشتر و بيشتر می شدن ديگه بارونم جاش رو به دونه های سفيد برف داده بود .تو تنهای خودش خاطراتش رو مرور مي کرد ياد کردن گذشته ها قطره های اشکش رو بيشر می کرد از دور نيمکتی رو کنار يه درخت ديد به طرفش رفت و روی نيمکت نشست سرمای هوا کار خودش رو کرده بود دستاش ديگه حس نداشت حتی ديگه سرمارو حس نمي کرد هوا داشت تاريک می شد چشمای خستش رو بست و به خواب فرو رفت...
فردای اون روز مرد رهگذری که از اونجا می گذشت نگاهش متوجه اون شد به سمتش رفت ناباورانه ديد که اون ديگه نفس نمي کشه مردم دورش حلقه زده بودن دختري که از دور می اومد به طرف جمعيت رفت وقتی پسرک رو ديد زود اون رو شناخت بغض راه گلوش رو بند آورد صداش در نمي اومد پيکر بی جون پسرک رو تو آغوشش گرفت و اشک می ريخت ياد گذشته و روزای خوب در کنار اون افتاد ياد روزي که روزگار چطور اونارو از هم جدا کرد .
درحالی که پسرک تو آغوشش بود گرمای عجيبی رو حس کرد نا اميد سر پسر رو نگاه کردو ناباورانه ديد که نفس می کشه خيلی خوشحال شده بود پسرک چشماش رو باز کردو تا اونو ديد با يه صدای آرومی گفت دوست دارم و...
سلام
اميدوارم خستتون نکرده باشم
اول بگم که يه سوتی بزرگ دادم تو اين مطلب که خودمم خندم می گيره گفتم برف مياد از طرفی گفتم درخی که تازه جوونه زده بود .
بگذريم ...
امروز اومدم ازتون خداحافظی کنم البته تا سه ماه و نيم ديگه راستش من امسال مثلآ کنکور دارم ولی تا حالا خيلی کم کاری کردم (تازه سرم به سنگ خوره) می خوام ديگه تو اين مدت کم تمام تلاشم رو بکنم تا شايد خدا خواست و قبول شدم .
دلم برای همتون تنگ ميشه از همه ی اونائی که تو اين مدت که وبلاگ رو راه انداختم تنهام نذاشتن واقعآ ممنونم.
از همتون می خوام برام دعا کنيد تا شايد لطف خدا هم شامل حال من بشه.
راستی يه وقت نگيد اين نيست نظر نديدا من می خوام وقتي برگشتم کلی نظر داشته باشم.
دلم نمياد بگم ولی مجبورم بگم:
خداحافظ همتون
التماس دعا
لينک مطلب .:.
|