تبليغاتX
سکوت مرگ
منوي اصلي

نويسندگان

مدير وبلاگ
مهرداد


آرشيو

دوستان

لينك هاي روزانه




نظر سنجي وبلاگ



جستجو




آمار وبلاگ

آمار بازديد : نفر
افراد آنلاين : نفر



درباره ...


ای عاشق!
در انتظار چه نشسته ای؟
در انتظار بادهای پائیزی؟
باران های بهاری؟
برگ های زرد و یا شکوفه های ارغوانی؟
در انتظار کدامی؟
انتظار بیهودست!
پنجره را باز کن
جدار با بشکن
غبار را بشوی
و خاطره ها را به خاطره ها بسپار
تا پایان پایان ها مانده است
این است زندگی!
این است روزگار!


لوگوي من


کد لوگوي من براي تبادل لوگو.



لوگوي دوستان

اگر مايل به تبادل لوگو هستيد به ما اطلاع دهيد.

 

خط خطي هاي دل تنگ مهدي




موزيك

m.m3u">


ساعت و تاريخ





من بودم و تو !

من بودم و تو؛

من بودم و تو بودی و يه کوچه باغ قديمی که شاخه های درختاش از لبه ی ديوار باغ ها زده بود بيرون ,عرض کوچه باغ اينقدر بود که وقتی دو نفر با هم ردمی شدن شونه هاشون   به هم مي خورد , يه سکوت عجيبی تو کوچه باغ بود من و تو دست تو دست هم تو اين کوچه باغ قديمی قدم می زديم و از هر لحظش لذّت مي برديم حرفامون فقط از عشق بود و محبّت .

اون روز اوليّن باری بود که دستای تو, تو دست من بود وقتی دستاتو گرفتم تو دستم حس عجيبی داشتم انگار تمام دنيا مال من شده بود !

 اون روز عشق رو تو نگاه هردمون موج ميزد يادمه همونطور که قدم مي زديم تو يه لحظه ايستادی و ازم پرسيدی دوستم داری؟ منم يه نگاه بهت انداختمو گفتم : آره خيليم دوست دارم  دوباره شروع به حرکت کرديم داشتيم به دوراهی که منو تو بايد از هم جدا می شديم می رسيديم که ازم پرسيدی :

 منو بيشتر دوست داری يا زندگيتو ؟

وقتی به دوراهی رسيديم من جواب دادم خوب معلومه زندگيمو تو هم يه نگاه بهم

   کردی و با چشمای پر اشک ازم جدا شدی !

در حالی که تو نمي دونستی تمام زندگی من هستی...!

 

لينک مطلب  .:.     

نوشته شده توسط مهرداد در شنبه هجدهم آذر 1385 و ساعت 7:41 بعد از ظهر

کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by sokoutemarg
Template Design by Balal sokoutemarg_666 @ yahoo.com