|
شب
همه شب همسفر اين دل ديوونه منم
آخرين مشتری شبهای می خونه منم
شب رو شيشه ی سکوت می نويسم مست مست
عاشقی يعنی جنون عاشقی يعنی شکست
مي دونی مثل جون پيشم عزيزی
ولی چون سايه از من می گريزی
کدوم راه خطا رفتم که امروز
گنه ناکرده با من می ستيزی
نمی رنجم اگر ای نازنينم
به جرم عاشقی خونم بريزی
خودت نيستی خيالت پيش رومه
دوباره داشتن تو آرزومه
جدا از عطر گرم اون نفسهات
برايم زندگی کردن حرومه
اگه روزی دلت با من نباشه
خدا می دونه کار دل تمومه
لينک مطلب .:.
|
نوشته شده توسط مهرداد در یکشنبه نوزدهم آذر 1385 و ساعت 7:1 بعد از ظهر |